آلبوم تصاویر شهید ردانی پور , عکسهای شهید ردانی پور

امروزصدای آهنگهای لس آنجلسی آنقدربلندست که فریادهای«حاج مهدی باکری» بگوش نمیرسد!!! امروزدلاوری های حاج حسین خرازی رافراموش کردند!!!!امروزاخلاص وساده زیستی وقهرمانی های حاج احمدکاظمی روایت نمی شود!!!امروزهمه «حاج ابراهیم همت» را با اتوبان همت می شناسند!!! امروزنام شهیدرابرای اینکه بچه هاخشونت طلب بارنیایند ازکوچه ها برداشته ونام نگین و جاوید میگذارند! ... امروز ستارگان هالیوود آنقدر زیادند که دیگر کسی ستارگان درخشان ایران را نمی بیند!! امروز همه به دنبال کسب نام هستند و گمنامی فقط برای شهدا به ارث رسیده است!!! امروز جانبازان موجی را از اجتماع دور نگه می دارند تا آسیبی به افکار عمومی نرسانند!! امروز کسی نمیداند،مهدی باکری در وصیت نامه خود از خدا خواسته بود جسدش برنگردد و تکه ای از زمین را اشغال نکند!!! امروزکسی نمیداند،شب عملیات خیبر حاج مهدی باکری،برادرش حمید باکری را جا گذاشت ورفت!!! امروز کسی نمی داند مهدی زین الدین، رتبه چهار کنکور سراسری را داشت!!! امروز کسی نمی داند تکه های پیکر شهیدی را درون گونی برای خانواده اش فرستاده بودند!!! امروز ساپورت پوش هادرجامعه خودنمایی می کنند وارزش های دینی مارابه تمسخرگرفتند!!!امروز اصلا شهیدی نیست که بخواهد ما را ببیند!!امروز قرن ۲۱ است!!!
شــهــدا شــرمنــده ایــــم.....


موضوعات مرتبط: بدون دسته

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 23:4 | نویسنده : سرباز ولایت | 2 فدایی

زن زیبایی به عقد مرد زاهد و مومنی در آمد

مرد بسیار قانع بود و زن تحمل این همه ساده زیستی را نداشت

روزی تاب و توان زن به سر رسید و با عصبانیت رو به مرد گفت:

حالا که به خواسته های من توجه نمی کنی، خود به کوچه و برزن می روم تا همگان

بدانند که تو چه زنی داری و چگونه به او بی توجهی می کنی،

من زر و زیور می خواهم! مرد در خانه را باز کرد و روبه زن می گوید:

برو هر جا دلت می خواهد! زن با نا باوری از خانه خارج شد، زیبا و زیبنده!

غروب به خانه آمد . مرد خندان گفت: خوب! شهر چه طور بود؟ رفتی؟ گشتی؟

چه سود که هیچ مردی تو را نگاه نکرد . زن متعجب گفت: تو از کجا می دانی؟

مرد جواب داد: و نیز می دانم در کوچه پسرکی چادرت را کشید! زن باز هم

متعجب گفت : مگر مرا تعقیب کرده بودی؟ مرد به چشمان زن نگاه کرد و گفت:

تمام عمر سعی بر این داشتم تا به ناموس مردم نگاه نیاندازم،

مگر یکبار که در کودکی چادر زنی را کشیدم!


موضوعات مرتبط: بدون دسته

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 12:25 | نویسنده : سرباز ولایت | 5 فدایی

عصر حجر یا...؟

گفتم:چه جالب 14 بيشتره يا16؟

گفت : چه سوالايي ميكني معلومه 16! 

گفتم:پس 16 قرن پيش عصر حجر تره تا 14 قرن پيش

گفت:معلومه

گفتم: پس شما با اين حساب بايد دمده تر باشيد كه مثل مردم 16 قرن پيش مي گرديد اونم چه زماني موقعي كه بهش مي گفتن عصر جاهليت ديگه از اسمش هم پيداست كه خيلي دمده است...

ديگه پي اش رو نگرفت گذاشت رفت

افحكم الجاهلية يبغون ومن احسن من الله حكما لقوم يوقنون مائده 50

آيا حكم جاهليت را مي جويند و چه حكمي براي يقين آورندگان از حكم خدا بهتر است ؟

و لا تبرجن تبرج الجاهلية احزاب 33

و به همسرانت بگو خود را چنان زنان جاهل نيارايند


موضوعات مرتبط: بدون دسته

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 12:23 | نویسنده : سرباز ولایت | یک فدایی

آنها چفیه داشتند...... من چادر دارم


آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...

 

من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...


آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...

 

من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...


آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...

 

من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...


آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند ...

 

من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...

 


آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ...

 

من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم...


آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند...

 

من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم...


موضوعات مرتبط: بدون دسته

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 12:20 | نویسنده : سرباز ولایت | بدون فدایی

خواهرم...

مَشکــ حرم خشکــ شد

                  تو چشمے را خشکــ نکن

مانتوهای برند POOSH ترویج بی حجابی دختران ایرانی + تصاویر

دُرست است

 اگر با موهاے مِش کرده و سـاپورت تنگــ به هیئت بیایے

 و یا جیغ آرایشت از صداے روضـه خوان بلندتر باشد

 براے حســین فرقے ندارد،

 کــرَم او همه ے ما را نمک گیر مے کند

 اما به حُرمتِ همین نـان و نمکــ براے تو فــرق داشته باشد...

 فرق داشته باشد آنطور که به همـه جا مے روے به هئیت نــرو


موضوعات مرتبط: بدون دسته

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 12:17 | نویسنده : سرباز ولایت | 2 فدایی

من یک محجبه ام.

 


من یک محجبه ام.

لطفا مرا مسخره کنید.

چرا که نوح را مسخره کردند.

موسی را مسخره کردند. 

عاد را مسخره کردند.

و در یک کلمه مسخره شدن، تنها شکنجه ی مشترکی بود که همه ی پیامبران آن را تجربه کردند.

سخت ترین شکنجه ای که بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد آمد. تا آن که خدا برای دلجویی رحمه للعالمین اینگونه فرمود: (اگر تو را استهزا کنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا کردند.

اما بدانید خداوند وعده داده است: از آنان روی گردان! ما شرّ مسخره کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد.

تا در روز قیامت بگویند: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره کنندگان (آیات او) بودم!» .

پس مرا هم مسخره کنید!

مادرم زهرا(س) جلوی نابینا هم حجابش را حفظ کرد! من هم یک محجبه ام ! الگویم زهراست!

پس تا میتوانید مسخره کنید در من اثری نخواهد داشت!


موضوعات مرتبط: بدون دسته

تاريخ : چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393 | 0:19 | نویسنده : سرباز ولایت | 2 فدایی
.: Weblog Themes By KHBT :.